وقتی بود من فقط گوش می کردم او میگفت می خندید و هم همچنان گوش میکردم
ولی از وقتی رفت من بودم و خودم و اینبار من بود که حرف میزدم ایا اون حرفهای من را گوش میکرد
او از من دورتر میشد و هم چنان حرف میزدم از خاطرات از روزی که او کنارم بود و من حس خوشبختی را تجربه کرد از روزهای خوب و بد از روزهای خوشحالی ما ... ولی او هنوز پیش من نیست !
ولی از وقتی رفت من بودم و خودم و اینبار من بود که حرف میزدم ایا اون حرفهای من را گوش میکرد
او از من دورتر میشد و هم چنان حرف میزدم از خاطرات از روزی که او کنارم بود و من حس خوشبختی را تجربه کرد از روزهای خوب و بد از روزهای خوشحالی ما ... ولی او هنوز پیش من نیست !
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر